واجب است که بگویم که حضرت مهدی ع هم با استناد به این آیه از
این قاعده جبری (مرگ )مستثنی نیست او نیز مرده است وجهان اسلام محمد ص بایدوواجب
است که درمقابل آیه حق الله تسلیم
باشدهمانگونه که عیسی س تسلیم بوده است . او آیه بالا رادر زمانی بیان میکندکه
درمیان انسانهای زنده ؟ بوده است .یعنی او ازآینده ای میگویدکه اودرآن مرده
خواهدبود . تاریخی که جزبه آخرت ختم نخواهدشد ووماهیت خاکی او به این آیه وحکم
الله که همه جهان روزی به پایان خواهدرسید تسلیم است .می خواهم بگویم اساس وهم
ظهور مردی به نام مهدی ع جز یک افسانه جزیک وهم نیست. مااورا درقیامت خواهیم دید
همانطورکه همدیگر راخواهیم دید. هرکس گمانی جزاین داشته باشد آیه قران را ردکرده
است وحقایق راردکرده است حقایق ( = گفته ها.وآیات ونشانه های الله)اوهمانا
مرتدخواهدبود. مهدی نیزهمانندهمه انسانهای دیگردرجبر قدرت الله وحاکمیت غیرقابل انکارالله
انشقاق وانفطار پیداکرده است . تبدیل به خاک شده است. چرا جهان شیعه اینگونه باید
بازیچه اوهام وجنون بشودکه بادردست داشتن قران بزرگ و آیاتی چنین گویا وفصیح از
ارتداد آگاهی نداشته باشد. سلام یارب . من تسلیمم به روزی که میمیرم .همه ما باید
تسلیم باشیم .ما بایدتسلیم باشیم به انکه انسانها میتوانندازجهان خاک عبورکنند در
زمان دائم به ماوراء برسند وعمرجاودانه داشته باشند .
خواننده خوب رویاهای صادقه افسانه ظهور مهدی ع
یک بدعت است یک فتنه بزرگ است انحراف میان پیروان دین محمدص است..واگرایه
اطیعواالله واطیعواالرسول و.....همچنین آیه شصت ویک سوره نساء را به یاد داشته
باشیم درخواهیم یافت که چنین وهم بزرگی از
سوی منافقین در مذهب تشیع واردشده است واگربا نگاهی دیگر به این آیه نگاه بشود
میتوان دریافت که الله بخشنده همه نعمات .همه کرامات همه خیر همه حق وهمه نور است
اگر الله مرگ را در پیامبر بدانگونه که درقرآن آمده است به جبر اعمال کند پس از
ارتداد خواهدبوداگر ما بپنداریم که مرگ در مورد ایمان آورندگان به حقایق به گونه
ای دیگر حادث خواهدشد . ( نمازمن .وعبادات من و زندگی ومرگ من ازآن الله آن
پروردگارجهانیان است) زندگی من یعنی زندگی بیشمار انسانها . ونماز وعبادات من یعنی
نمازوعبادات مشترک همه انسانها ومرگ من .مرگ من .این دو زندگی ومرگ برای همه بصورت یکسان وبا عدالت رقم خورده
میشود ویک ویژگی جبری وغیرارادی دارداما ما درقرآن از یک انتخاب درمرگ نیز می
خوانیم .یک زندگی جاودان دربهشت ودیگری استفاده اززندگی در نیمه جانی مستمردرجهنم
. اما نماز وعبادات میتوانندکه مرگ مارا هم تحت تاثیرخودقراردهند .از تجزیه اهالی
شرک وارتداد گفتیم دردنیا . این خودنوعی مرگ است . نشنیدن .ندیدن . عدم درک زمانی
یا الزایمر .بی عقلی یا جنون ازآثارشوم مرگی است که نمازوعبادات یا تسلیم به حق
تاثیرواصالت خودرا ازدست داده است .واما آیامیتوانیم دراین انتخاب با پیامبر برابر
بشویم . پس می بینید هیچ ایمان آورنده ای نمی تواندکه درچگونگی زندگی وانتخاب
چگونگی مرگ وایمان ویقیین به حق اینگونه تسلیم وارعمل کند . واماسوره
منافقین را بخوانیدگروهی که ایمان آورندگان را تشویق می کنند به رجوع به طاغوت به
فردیت درحکومت درحالیکه حکومت فردی یک روش باطل ومردود درادیان توحیدی است . دراین
سوره باذکرنام شهرمدینه اشاره میشود که آنها همان نازپرورده ها وتن آسان های
شهرنشین هستندکه همه هم وغم انها سلطه بر بیت المال وثروت مسلمانان است وبس
.رویگردانی ازحق( اطاعت نکردن از الله ورسول وجمله ایمان آورندگان ) تنها راهی است
که آنها می پندارندمی توانند اعمال وزشتکاری های خودرا توجیه بکنند و ازشما می پرسم
ای که همراه منی در زمان اکنون ثروت مردم مسلمان ایران دردست کیست؟ متاسفم.
بسیارمتاسفم.
**********
درسوآل ملائک به اینکه آیاآدم می تواند قاضی باشد؟ موجودی که به ناحق خون خواهدریخت
فساد وتباهی را ترویج میکند .میشودکه عادل باشد به دانایی وعلم حکمت کند.درحالیکه
جایگاه ثابت آدم زمین است خاک است . با استناد به آیه بالا خلیفه را الله منصوب می
کند.ونیزانچه را خلیفه میخواهد پس اراده الله برآن حاکم میشود .حتی ملائک درتغییروتبدیل دراین انتصاب عاجزند.الله از
چنین برگزیده ای مومن ومتقی و مطیع نسل برتریا انسان کامل را طلب می کند.هیچکس هیچ
احدی نمیتواند درجبروتقریرووعده به این آیه تبدیل وتغییرایجادبکند .انتصاب فقط
ازسوی الله عرضه میشودتحقق می یابد واعلان میشود.هرکس که بعداز الله وپیامبران به
نام ولی .فرعون یا شاه و..... وبه شکل فردی ازسوی اشخاص خاص ویاقومیت ویاپیروان
دین ومذهب الهی به عنوان خلیفه یا شخص برگزیده الله خوانده بشود ازسهم شیطان است
برخلاف گفته وگفته ها( حق وحقایق عملکرده است) اودردین توحید مردوداست.یک مرده یک
باطل محسوب میشود. اومجنون است .معاند بادین الله است محارب با پیامبراست
.آزاردهنده الله وپیامبر است . درگمراهی است .برهیچ بشری واجب نیست که ( جانش را
فدای اوبکند.) می بینیدکه اگر اراده الله برانتخاب شخصی برای ابقاء واحیای دین
حاکم باشد گروه جن .گروه ملائک انجیری . وحتی آدم بعنوان شخصی که این اراده براو
واجب گشته است ویک منتخب است ناتوانند ازآنکه اراده خودرا درتغییروتبدیل این رای
وحکم حق دخالت بدهند وبایدکه به حق وگفته الله سجده بکنند وتسلیم بشوندوبالعکس .
*ای خواص نفرین شده ایران ما شما آیا چشمهایتان باز است وشهامت آن را دارید تا فردی که به عنوان نایب
ویا جانشین پیامبر برگزیده اید مستند به
آیات قران قراردهید درحالیکه قرآن صریحا انتصاب چنین فردی را مردود میداند ؟.
خلیفه کسی خواهدبود که برملائک واجب
است براو سجده بکنند . خلیفه حق تقدم دارد
برملائک .نسل او در زمان حی خواهدماند زنده وجاودان خواهدبودآینده دارد
( آدم وحواگفتند.پروردگارامابه
خودمان ظلم کردیم واگرما رانیامرزی بدون تردید(درعملکردخود شک نداشتند) اززیان
دیدگان خواهیم بود. وخداگفت همه تان (همه تان؟ الله اکنون تنهاست؟زیرافقط او
احداست قل هواالله احد وانسانها بیشمارند گیاهان ومخلوقات بیشمارند فقط الله
تنهاست)ازاین مقام پایین ( پایین .بالا .سقوط .زمین .)رویدکه ازاین پس دشمن
یکدیگرخواهیدبودودرزمین بمانیدتابموقع تکلیف تان روشن شود.)
آیات بیست وسه وبیست چهارسوره اعراف
درعرش ودربهشت درآن هنگامه همه ازمقام خلع میشوند .ملائک آبی .جن
اتش ودومخلوق خاکی .هیچ تبعیضی درنظرگرفته نمیشود وقضاوت الله شامل خواص یاعوام
نمیشود.که این قضاوت نفرین شدگان است وبس.هیچکس زندانی نمیشود .شکنجه نمیشود . به
زشتی متهم نمیشود . درحالی ازارتدادمیخوانیم که درکتاب بزرگ قران ما جوانب مختلف
ارتداد را در عمل( توسط آدم وحوا)ودرقلب توسط ابلیس وبه زبان توسط ملائک انجیری برای
آگاهی ما بصورت آیه تبیین شده است . همه درعمل به رویگردانی مردودندوشامل لطف
وبخشایشی به نام توبه .واماهیچکس مجازات
نمیشود. اعدام نمیشود.هیچکدام ازاین مخلوقات نمیتوانند به محدوده اختیارات ویاحقوق
مشروع یکدیگرتجاوزکنند.یکدیگرراتحریم کنند .وازمجازات نیروهای متقابل با
خودناتوانند این رویا نیست ازبایدها ونبایدهای واقعیت دین مادردنیانیزهست
.درعرش باامروحکم الله همه آنها از نزدیکی
الله به تبعید رانده میشوند وچنان که درسوره جن آمد تارسیدن پایان مهلت هیچکس نمی
تواند به دنیای بالا ( جهان ماوراء)نزدیک بشود .دراینجا اعمال اقتداربه ارائه عدل درحاکمیت
الله به زیبایی جلوه گرمیشودوآدم به خواسته واراده الله به زمین می آید درهبوط به زمین
ما ملائک وجن راهم ازهمراهان آدم وحواخواهیم دیددراینجا میتوان نتیجه گرفت هم درگروه
ملائک وهم درگروه جن خاک وجود دارد .اگردرملائک خاک وجودنمی داشت انهاهرگزدرآفرینش
آدم ( ادم بی ثبات .دائم درحال رویگردانی ازحق ویا بازگشت وتوبه)دچارشک وتردید نمیشدند ودردنیا
سهمی نداشتند.وبرای آینده این گروههای علاقمندبه احرازبرتری میشودتصورکرد که همه
آنها دردنیانیزهمواره در حالت رویگردانی وبازگشت سیرخواهندکرد. همه این مخلوقات
ممکن است درزمین مجدداو بارها دچارشک وتردیددراعمال اجرای حقایق(گفته های الله)بشوندتوجه
داشته باشیدکه بیان هرقول الله مترادف خواهدشدبا عمل به گفته الله.الله اراده می
کندو میگوید باش پس موجودمیشودآنهانیز بایدتسلیم به این اراده بشوند شک دراصل
مرحله عمل باعث میشود که آنهادچارارتدادبشوند ودرانچه (میخواهند)اراده خودرا دخالت
بدهندمسیرخودرا در تسلیم تغییربدهنددرحالیکه حکم آیه وحقایق همچنان ثابت
وبرقراراست ودر بعدزمان دربعدمکان برای همه انسانها به یکسان عرضه میشود.اما دریک کلام الله درداستان عرش که
درقرآن تعمدا آمده است به همه مامیگویدکه حدود دخالت انسان در مقابل کنش
ارتداد نباید ازمرزرویگردانی و تبلیغ
ودعوت فراتر برود .هرکس مسئول اعمال خوداست.
(بگوازخداوپیامبراطاعت کنیدچنانچه
ازحقیقت روی برگردانیدبدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال
خودتان هستیداگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات و آرامش هدایت می یابیدوبدانیدوظیفه
پیامبرفقط ابلاغ روشن است) سوره نورآیه پنجاه وچهار
وظیفه یک پیامبر جاودانه فقط ابلاغ
روشن می باشد ودیگرهیچ . محدوده اختیارات همه مخلوقات درعرش وبهشت نیز برخلاف تصور محدودومعین است ( حتی آدم
وحوا)وحاکمیت الله بر این مخلوقات نیزجبری است همه آنها مستحق هستند برآنها تحمیل
شده است جبرشده است که فقط وفقط به الله پاسخ بدهند والله تنها نیروواراده ای است
که قدرت بازخواست ازمخلوقات رادارد.پس ایه
میآورد وموقعیت مکانی هرانسان را محدود به آیات می کند . این آیات درواقع بازتاب
باش وشدن هستند ( باش پس موجودمیشود) .نمیشوداز شدن گذشت .اراده وقدرت گذشتن از
این آیات ازانسان سلب شده است .هرکس بگذردمیمیرد باطل میشود .مردود ومفقودمیشود
.از زمان زنده محروم میشودمیمیرد .هرکس باشدکه انسان هست پس میماند موجودمیشود آدم
.ای آدم خلیفه شو. پس میشود ودیگرهیچکس.موسی ساخته میشود وعیسی .اوانتخاب
میکنداراده میکند .میشود وچنین موجودی که می پذیرد وروی برنمی گرداند .ایمان
میآورد .ردنمی کندانکارنمی کند تحریف وتجزیه نمیکند وقیام میکند. پذیرفته میشود .
ردنمیشود .انکارنمیشود ..نابودنمیشود.متلاشی نمیشود .تجزیه نمیشودبه خاک تبدیل
نمیشود.موجودمیشود زنده میشود.خاکی که میشود شکافته بشودمیشودکه بسوزد.
درعرش الله به ملائک ابرازمی کندکه درگفته شان
صداقت داشته باشند وراست بگویند. واین طریق گویش الله ارتداد زبانی این گروه رانشان میدهد. ( یعنی
برخلاف اراده خودشان ویا برخلاف ماهیت وجودی خود رای ندهند)درمورد آدم پدرانسان
امروزین نیز الله توبه وتردید اورا می پذیردمی بخشد تصورش رابکنیدآدم همزمان
چندگناه کبیره راانجام داده است یک به وسوسه شیطان پاسخ مثبت داده است (حکم الله
رارد کرده است یعنی گفته مخلوقی را به جای
الله پذیرفته است ردنکرده است .امان ازتوای فرعون ای ولی .ای شاه ای قانونگزار.ای
ولی ) دوبه مالکیت الله بردرخت خاص دست انداخته است سه ازخودش غافل شده است یعنی *منی ( این من همان تکیه به فطرت است) که
ازاوخواسته شده است فراموش میشود.این *من استثنایی درنهایت فراموشی نادیده گرفته
میشوداگرچه گفتیم که خلیفه جبرا زنده است ومیتواندکه درآینده خودرا بازیابی کند. فکر
یا پنداراینکه ازقول الله ردبشودنیزازارتداد است ( آتش طعمه اش را به آرامی گرم
میکند)چهار لقمه حرام خورده است .پنج عریان شده است .عریان شدن همان توجه واهمیت
دادن به مادیت جسم آدم یا توجه به تعلقات جسمی است که به تناسب معنویت برای آن
میزان قرارداده شده است و( افراط وتفریط ویا اسراف که هرسه از ردشدن ازآیات نشات
میگیرند ببینید حتی در زندگی مادی ما برای بسیاری از ما به دلایل بیماری و....
افراط وتفریط درثروت . غذا. دراستراحت حتی درفقر.آه فقر.ویا وسواس ازافراط وتفریط
است که این مواردنیزازارتداداست پس می بینی عریان شدن نیزازارتداد است و آدم
ارتداد ورزیده است که عریان شده است نمیشودکه درظواهرجسمی هم افراط بشود ان هم
ازگونه عریان شدن این افراط است وافراط در دین توحید باطل است مردوداست.). آدم س درعمل
عصیان تمامیت جوانب واشکال ارتداد درزمین رانشان
داده است.به این آیات توجه بکنید
(برای آنهابهشت هایی مهیاست که
نهرهادرزیرپایشان جاری است درحالیکه به دست بندهای زرین آراسته میشوندولباسهایی از
حریر نازک وضخیم می پوشند و....) قسمتی ازآیه سی ویک سوره کهف
(آنهابه بهشت های جاودان داخل
میشوندودرانجابادست بندهایی ازطلا ومرواریدآراسته
میگردندولباسشان ازحریراست) سوره فاطرایه سی وسه
آدم وحوا عریان دربهشت .مادراین دوآیه ازجنس
لباس آنهاوازمحل مکان این نوع لباس پوشیدن آگاه میشویم.وقتی شیطان آنهارا وسوسه می
کندبه ملائکه شدن برای رسیدن به عمرجاودان درحالیکه قران بطور روشن ازعمر جاودان
بهشتیان میگویدوآنها درغفلت یافراموشی
فریب میخورند.ببینیدوقتی شیطان اصرار می ورزد که انهادرصورت خوردن لقمه حرام
یامیوه درخت ممنوعه به مقام ملائک خواهندرسید انها تعمداخودرا فریب میدهند با
وهم خودرا به فراموشی میزنند (آدم به
واسطه ازخاک بودن یک یادآوری است از سجده اگاه درزمین )اما می بینیم درتضاد باگفته
شیطان آنهاعریان میشوند)یعنی یک ناهماهنگی بوجودمیآید برای کسانی که عریان هستند
درجا ومکانی که همه لباس پوشیده اند . یک نوع تفاوت داشتن درانظاربرای مشاهده شدن
برای دیده شدن برای ابراز برتری درزمانه
ما .یک نوع جنگ یک نوع ستیزعملی درملاء عام یک نوع نمایش تضاد باجمع چرااینگونه
میشود .ببینید این نشان میدهد گروهی که درجمع عریان میشوند( آدم وحوا) باید درمکان
دیگری باشند مکانی که همه عریان هستند . اگرتوجه بکنیدآنها ازشیطان فرمان بری کرده
اند وبرای لحظاتی از الله روی برگردانده اندپس درمحل زندگی شیطان همه عریان هستند
چون شیطان چنین امری راحرام نمیداندباطل نمی داند ازعریان شدن درجمع پروایی ندارد.آنهاگروه
جن (ودرکل ملائک) لباسی از*آب داشته اند اما اکنون ازگروه جن فقط شیاطین عریان
هستند.وامااگربخواهیم به آیات استنادبکنیم برای شناخت گروهها یا افرادی که عریان
شدن راحق خودمیخوانندمیتوان درهمین دنیا ازجایگاه انها درآخرت آگاه شد .رویگردانی
ازحق در عمل توبه تبدیل میشودبه رویگردانی
از باطل وحرام وتوبه اونیز باید با عمل همراه بشود.عملی که زندگی بخش است واما
توبه اگربه قبول توبه هم با دیده روشن نگاه بشود درمقابل عصیانی با این عظمت درکنارالله
فقط ازتوبه نام برده میشودهیچ مجازات دیگری درنظرگرفته نمیشود.این رای الله است
.ارجحیت پذیرش توبه رانمایش میدهد. خیلی
اهمیت دارد که ماتوبه را درمقابل هرمجازات دیگری برای فرزندان آدم به عمل تبدیل
بکنیم . اعدام . شلاق و...... در مقابل چنین عملکردی دراولویت قرارداده نمیشود.
اولویت با عمل توبه است .ومامی بینیم که الله چگونه به آدم وحوامی آموزدکه توبه
کنند برگردندموجبات رضایت الله را تامین بکنند چرا؟ مادرعرش وبهشت( درهمه جا هرجا
آدم هست)موجوددیگری هم به نام شیطان داریم که او همانا دشمن آشکارآدم است الله
باپذیرش توبه آدم وحوادرواقع شیطان را شکست میدهد چون الله ازشیطان روی برگردانده
است الله آدم توبه کاررویکرده به حق راازنابودی نجات میدهد الله باپذیرش توبه آدم
به همه انسانهامی آموزاند که مرگ وقتل هرانسان بیگناهی یاری رساندن به شیطان است .وقتی
آدم وحوا توبه می کنند والله توبه ان دورا می پذیردآدم وحوا پاک وبی گناه محسوب
میشوند ودرمورد شیطان طاغی وعصیان گراورا (رها شده )میخواندوجالب است یادآوری بشودکه
به گفته الله همه پیروان شیطان هم اکنون درمیان ما ازرهاشدگانند.همه رهاشدگان اختلاف
درعقاید خودرا به روش خاص خود نشان میدهند
باموجه کردن با تقیه . باریا .باپوشاندن حق .باقربانی کردن حق با تجزیه وتحریف حق.براستی
اگر سرنوشت وتقدیر زندگی آدم دردست شیطان بوداورا با این گناهان آیا جزبه آتش دعوت
میکردآیامقام دوستدارانش راجزبه مقام جهنمیان تنزل می داد؟
درعرش ملائک وآدم شاهد ماجراهایی خاص
در جهان ماوراء هستند ازبین رفتن آب را در ابلیس به چشم می بینند کورشدن ابدی
.کرشدن ابدی . تحلیل ادراک وفهم اورا و تحریم اورا ازهمه نعمتهای الله چون لذت
بردن ازحس و بینایی .شنوایی . حضورقلب . دانایی . کرامت و..... را تجربه می کنند.
درآنجا درعرش *زندان وجودندارد.همه این بایدها ونبایدهای عرش یک کلیت است به عملی
شدن چنین آینده ای درزمین( این عجیب نیست که درزمین زندانی بشوی وبعددرهمانجا هم
زندان بسازی؟اگربه تاریخی که قران از ادوارگذشته ارتداد میگوید توجه کنیم وهمچنین
به عصرجدیدمتمدن؟زندان توسط کافران .مشرکان ومادیگرایان ساخته میشودوقران نیزآن
راتاییدمیکند
(مپندارکه کافران راه گریزی در زمین
خواهند داشت آنهاجایگاهشان اتش است وچه بدسرنوشتی است آتش سوره نورآیه پنجاه وهفت .اه
ای *اصل ولایت فقیه ازکدام اسلام می گویی؟ازکدام دین؟) که همه این مخلوقات دائم با
ان سروکارخواهند داشت درزمین نیز شیطان هست ملک هست آدم هست وحوا نیز. سرای امنیت
و آرامشی که درعرش است همان اراده الله درمسیرهدف پیامبران الهی می باشدبرای تحقق
مجدد تکامل انسانی چون انسان نخستین یا
آدم برگزیده درزمین خاک. امت واحده انسانی چونان که در داستان عرش میخوانیم فقط زمانی حاصل میشودکه همه انسانها پیامبرگونه ومومن عمل کنندوبه توحید
ویگانگی الله ایمان بیاورند ودرطول ادوارتاریخی دین توحید الله امتهای ایمان آورنده را مادام که اراده میکرد
با نزول بلاهای آسمانی چون سنگسار .بادهای مرگ اور . بارانهای مرگبارو بانابودی
گروههای کفروشرک وارتداد درزمین برای قدرت بخشیدن به پیامبران یا حاکمیت
وفرمانروایی پیامبران یاری رسانده است وازان جمله است تاکیدبرفرمانروایی قوم بنی
اسراییل که بعدها با ارتداد وتفرقه دربین زیرمجموعه های دین انها( بوجودامدن
اکثریت اهل کتاب) این موهبت نیز ازبعضی پیامبران وذریه آنهاگرفته میشود نقطه ضعف همه زیرمجموعه های معدودی
ازپیامبران دردین قوم بنی اسراییل درآیه زیرآمده است .
(هیچ بشری راسزاوارنیست که خدابه
او(کتاب وفرمانروایی ونبوت )عطاکندآنگاه به مردم بگویدبندگان من باشیدنه بنده
خدا.درحالیکه سزاواراست مردمی الهی باشیدهمچنانکه کتاب خدارامی آموزیدو درس می
گیرید.)سوره انعام .آیه هفتادونه
ببینید دراین ایه یک حقیقت بزرگ مخفی
است . این آیه بازمیگردد به آیه پنجاه ونه سوره نساء . به آیه معروف اطیعواالله
واطیعواالرسول.... وقتی الله حکومت وفرمانروایی را از پیامبریک دین پس میگیرد بدان وپمعنی است که ایمان اورندگان
همه ادیان الهی دیگر هم نمی توانند چنین امتیازی داشته باشندعمومیت داشتن آیات همه
کتب الهی درموردهمه ایمان اورندگان یکسان است . وقتی الله نه میگویدبرهمه پیامبران
واجب میشود که نه بگویندوبرهمه ایمان آورندگان نیز واجب میشودکه به پیامبر اقتداء
بکنند . هرکس که از این آیه ( هفتادونه سوره انعام) رد بشود وپارا از حق ( حق
=آنچه الله میگوید)فراتر بگذارد از دایره دین توحید خارج واز سهم شیطان شده است .
پس حکومت بر انسانهای هر زمان بعداز پیامبران بنی اسراییل ( که حکومت
برانسانهاازآنها گرفته شد) حرام وباطل است . وهرکس به این آیه تسلیم باشددرواقع
اطاعت از الله ورسول کرده است .پس می بینید که حاکمیت ولی فقیه حاکمیت شاه .
حاکمیت فرعون وحتی حاکمیت قوانینی که ازدایره دین توحید خارج هستند حرام وباطل است
وازارتداد است. اینست که هیچکس نمی توانداصل ولایت فقیه رابرمردم ادیان توحیدی
تحمیل کند وبا وهم انرا به نام تسلیم به واجبات در دین داخل کند.هیچکس نمی تواند
سنگسار را به نام دین برمردم تحمیل کند.هیچکس نمی تواند ساختن انرزی هسته ای راکه از ارتداد است ودر
دین توحیدحرام است واجب کند وتحریم ناشی ازساختن چنین انرژی مخربی را برمردم وایمان
آورندگان به ادیان توحیدی ازحقانیت حکومت خودبداندوآنرابرمردم تحمیل کند وقثی پیامبری مدعی خدایی بشود( که
حاکمیت فقط ازآن الله است) واگرایمان آورنده ای ادعای حاکمیت وسلطنت بر مسلمانان
بکند ذریه ونسل بعدازاو نسل آینده او باطل
میشود ومشمول عذاب الهی میشود. . ودلیل تفرقه دربین پیروان ادیان اسلامی نیزدرهمین تفرقه وپراکندگی
عقاید است نسلهای پراکنده دردایره ارتدادیا( ذاریات ذروا)ی مردود محکوم هستندبه
باطل شدن .به مردن به خونمردگی .به تجزیه.وجبراست که همه انسانها نیز باحداکثرسعی
خودازاختلاف درعقایدخود برای رسیدن به چنین سرایی امن وآرام چشم پوشی کنند
ودرغیراین صورت جوامعی بوجودخواهدآمدکه از امتهای کوچک مومن .کافر .مشرک و...دراقلیت
تعدد ایمان آورنده تشکیل شده است .وما اکنون
درجهان خود با چنین امتهایی روبرو هستیم . درحالیکه بعضی اهل کتاب دراکثریت
کفروشرک دراصول و زیربناهای فکری وعقیدتی
خود درگوناگونی درکنارهم زندگی می کنند وما تصویر دقیق زندگی درعرش گوناگونی نظرات
در باره آفرینش را اکنون درزمین درحال عملی شدن می بینیم. جبراست درزمین مانیزچون عرش وبهشت به دلیل انشعابات
زیاد بوجودآمده درمیان پیروان ادیان و تزاید اختلاف درعقیده اهل کتاب ازارتداداست مکانی
به نام زندان درزمین وجود داشته باشد .احکام درمواردشکنجه .آزارو درمضیقه قرار
دادن ساکنان عرش که براساس توان فکری وضعف دراستعدادها وتواناییها ی خود سخن می گفته
اند عمل میکرده اند خیال (شیطان)میکرده اندهرگز عملی نشده است ودرموقعیت استضعاف
قراردادن طالبان حق درعرش هرگز امرجبریی نبوده است واین کلیت است که قران به ما می
آموزاندکه چنین روش مخالف با رای الله( شکنجه وقتل و زندان دیگراندیشان .بعضی اهل
کتاب امثال آقای نظرمحمدی وبی گناهان جنبش سبزایران . قربانیان سرزمین فلسطین .
مردم بی گناه سوریه و مظلومان کشوربحرین .این طرزتعامل با اکثریت به روش نسلهای
مرده تاریخ از ارتداداست ) درزمین نیزاز ارتداداست .مردوداست باطل است ازشرک است وبراهل
زمین نیزحرام است .
وازارتداد است اگرکه چنین باشدکه هست
.شیطان ضعیف شد درقدرت درمخالفت باحق اما کشته نشد آدم گناه کرد درحالیکه اگرالله
می خواست می توانست چنین بکندکه آدم درگناه نلغزد درحالیکه باتوجه به آیه
بالادرسوره تکویر اقدام وارتکاب به عمل
عصیان خواسته آدم بوده است پس الله آن خواسته راعملی میکند وهمچنین است تکیه
واقتداءبه توبه ان نیزازحق وخواسته آدم بوده است والله می توانست اورا به جرم سرپیچی ازیک امرواجب ( گفته خودش)
کیفری سخت بدهداما اراده این کار رانکرد.ملک دربرابرجبر آفرینش آدم به اعتراض سخن می
گویدو می بینیدکه ازملک تا شیطان وآدم همه ازسوی الله بازخواست میشوند اماهرگزکسی
مجازات نمیشود وهمه دعوت به یک عمل واحدیعنی توبه وبازگشت به خودیارجوع به فطرت میشوندوعده مجازات شیطان بصورت عملی با
پایان مهلت آورده میشود .اگرچه همه ازتاثیراینگونه عملکرد درخشم الله وخالق
خودآگاه بوده انداماتوبه را برای بازگشت دوباره تنها راه درست یافته اندمگرابلیس که به خودظلم کرد.واگر
به طریقه و ارائه روشهای مجازات مجرمان وگناهکاران درقرآن توجه بشود درواقع این
روشها واحکام همانا طریق تنبیه وکیفرشیطان وتحقیراو است ونه نابودکننده انسان که
الله خودگفته است بعدازهرقصاص بنده خودرا می بخشد واو راپاک وبری میداند.ودرحق
اوظلمی روانمیدارد.
سوآل پیش می آید که چرا باید درزمین
زندان توسط قوم فرعون ساخته بشود ومدعیان ادیان توحید درجهان نیزاز همان روش برای
اداره جامعه اسلامی استفاده کنند ؟این چگونه است که ما حتی وقتی قرآن اززندانی
کردن یوسف س درزندان توسط فرعونیان آیه میآورد باخود نمی اندیشیم که پس جای ما درمیان
تفاوتها درکجاست ؟ درکنار فرعونهای زمان وشاهان هستیم یا درمسیرحق؟ طبق آیات قرآن قتل .تجاوز .شکنجه شخص مرتد وکافرپذیرفتنی نیست .مردوداست
والله به پیامبرخودمحمد ص میگوید که زمانی خواهدتوانست درزمین ( اسیر) بگیردکه
توانسته باشدتمام کره زمین را به سلطه دین خود درآورده باشد( ای بعضی اهل کتاب همه
ادیان الهی پیامیرما نتوانست شما اماآیا
چگونه می پندارید که میتوانید؟) .پس می بینیم که دردنیا قتل .حبس وبدنام کردن
دیگراندیشان .وتجاوزبه مخالفان توحید
نیزازبدعت است واین بدعت درمیان بعضی اهل کتاب شیوع دارد.اگرچه چنین عملکردی ازدایره
اختیارات هیچکدام ازاین مخلوقات نیست . اعلان جنگ به الله وپیامبران محسوب میشود
*دردایره وچهارچوب ادیان توحیدی تنها
وتنها دردومورد جنگ علنی اگرمخالفان یا دشمنان دین یا بصورت عمدوغیرعمد در زندگی
روزمره به قتل مسلمان دینی اقدام کرده
باشند میشودقاتل آنهارا به کیفرقصاص رساند که درزبان عامیانه دفاع ازنوع انسان است
ودرغیراینصورت نمیشود وباطل است ومردوداست
که به قتل افرادی ازگروههای بعضی اهل کتاب اقدام کرد.
*************
واماآنچه درقضاوت اسلامی؟ حکومتگران
ایران ما برای مجازات مجرمین وگناهکاران به عنوان رای وحکم الهی مرسوم شده است
ریشه در احکام جزایی بعضی اهل کتاب وهمچنین حکومتهای مشرک وکافر دارد ازانجمله است سنگسار.ازآن جمله است اعدام
مجرمان با دار.ویا اجرای عمل حکم جزا درملاءعام.وزندان.
(جواب دادندشنیده ایم جوانی که به او
ابراهیم میگوینداینکارراکرده است.گفتنداورا نزد*انظارعموم بیاورید تا*مردم
شاهدمحاکمه اش باشند) سوره انبیاء آیات شصت وشصت ویک
ازشما ای قضات ایران ما می پرسم
گروهی که می خواستند ابراهیم را درمیان مردم محاکمه کنند از کدام گروه انسانهای
طاغوتی تاریخ بوده اند؟ چراباید شما مقلد این گروه باشید پاسخ وحکم شرعی
شماچیست؟آیا شما درطی سی واندی سال حاکمیت ( اصل ولایت فقیه) ازشیوه مجازات رایج
دربین اهل کفروشرک تقلیدنکرده اید؟
( ای دویارزندانی من یکی ازشماساقی
شراب اربابش خواهدشد ودیگری به داراویخته میشودوپرندگان ازمغز سراوخواهندخوردآنچه
ازمن سوآل کرده بودید جوابش چنین مقدرشده است) سوره یوسف آیه چهل ویک
این آیه هم علاوه برآنکه نشانه بدعت رایج تاریخ خاص زمان پیامبربوده است نشانه
بدعت دیگر یعنی روش اعدام باداراست که این
مورد هم درملاء عام انجام میشده و درزمان فرعونیان برای مجازات مجرمان متداول بوده
است .وسخنان بین یوسف ودوزندانی درمحلی است به نام زندان .که اگربه زمان تاریخی
این مراوده پیامبر بامردم تامل کنیدمی بینید زندان نیزاز روشها و آیین کافران
وطاغوت فرعونی است .می بینیدکه انسان در زندان جایگاه انسانی خودرا ازدست میدهد .
تبدیل به سنگواره میشودنابودمیشودمرگ تدرجی راتجربه میکند همانطورکه بعضی اهل کتاب
درسنگسار انسان را یک شیطان بالفطره قلمداد می کنندیک زندانی را از زمره انسانها
طرد می کنند . همانطورکه دربالای دار گناه
اورا جرم کرده وناکرده او را از نوع انسان دورمیدانند درحالیکه اوفردی است از
جامعه انسانی ورد او.رد وانکارانسان است رد سپاس ازالله است .. این نوع نگرش هم
برمیگردد به نگاه شیطان که انسان را مردودمی دانسته است .ونیت سلطه براورا یک
آرزومیدانسته است در جامعه وامتهای اسلامی ازادیان الهی روش کیفر مجرم وگناهکار
مشخص است و ردشدن ازآن از ارتداد است. و
شما هم ای قضات ایران دردنباله روی از نسلی مردود نسلی مرده برای بسیاری احکام اعدام ازهمین روشها استفاده
می کنید.
( آنهاگفتندماشمارا بدیمن وبدشگون می
پنداریم اگرازسخنانتان دست برنداریدهمه شماراسنگسارمی کنیم وازما به شماعذاب سختی
خواهدرسید) سوره یس .آیه هجده
(سرانجام جادوگران درروزمعین دروعده
گاه جمع شدند.وبه مردم گفته شد آیاهمه تان درجمع خواهیدشد؟تااگرجادوگران پیروز
شدندازانها تبعیت کنیم؟)سوره شعراء آیات سی وهشت .سی ونه وچهل
جمع کردن مردم .انظارعمومی درمقابله
با پیامبری ورسالت حضرت موسی س.که این هم ازطرق رایج در زمان فرعون همزمان با این
پیامبر است. اگر به این آیات با تیزبینی نگاه بشود ازتلاش نسل تمامیت خواه درابراز
برتری حاکمیت می گوید.جادوگران خودبازیچه حکومت بوده اند وفرعون قدرت مطلق خودرا
دراینجا برهمه تحمیل می کنداگر الله بخواهد .
باید گفت که اجرای عمل سنگسار( قبلا
آورده شدکه این روش برای درمان ویا اذیت
وایضاء پیامبران توسط بعضی اهل کتاب مرسوم بوده است .روشی تحقیرکننده درمقابله با
پیامبرانی که برای هدایت ودعوت مردم امده بوده اندو بعضی اهل کتاب ویاحکومتهای کفروشرک برای حفظ منافع وبه مصلحت
قدرتها ی حاکم آنها رامجنون وجادوگرخوانده بوده اند ) ومی بینید سنگسارازارتداد
است واما قتل به طریق سنگسارکه روش مرسوم شما قانونگزاران ایران ما بوده است نیز
چنانچه می بینید میراث بعضی اهل کتاب وحکومتهای کفروشرک است که شما در اجرای
قوانین شرع؟؟؟؟دین محمد ص ازان استفاده می کنید براستی شما کیستید؟باقیمانده ها .
ذریات . ذره ها .ژن های بازمانده ازنسل پیشینیان دراتش نیستید؟
******
دراینجاجاتامل است که به یک مسئله ازمیان احکام
اسلامی ؟ که درایران برای مجازات ازان به عنوان حکم درمجازات شرعی استفاده میشود
پرداخته بشود.
اقدام به اعدام دربالای دار ( ای
یوسف داستان زندگی تو در زندگی برای همه انسانهاست اگربدانند) کسی که به نوشیدن
مشروبات الکلی بطوردائم اقدام بکند که این موردهم ازارتداد است ولو شخص مسلمان به
دین محمدص باشدولواو مسلمان به دیگرادیان توحیدی باشد شخص خورنده دائم مشروبات الکلی اگرازمیان ادیان توحیدی باشددراین
صورت او از( بعضی اهل کتاب )محسوب خواهد شدبه گفته قرآن بعضی اهل کتاب متاسفانه از
ارتکاب به اعمال زشت رویگردان نیستند اما درحتی دراین صورت نیز نمیشودکه آنهارا
محکوم به قتل کرد. ودرصورت شرابخواری آنهافقط ازمردودین دردین توحیدهستند .اگرچه نمازبخوانند.روزه
بگیرندوبه اعمال دینی بپردازندواما حکم ورای به کشتن واعدام بعضی ازاهل کتاب مادام
که به قتل دیگرمسلمانان ادیان توحیدی اقدام نکرده انداز اعمال باطل وحرام است. به
آیه صدوبیست وسه سوره نساء درزیرتوجه بکنید
*( این نه خوشایندشماست ونه
خوشاینداهل کتاب که کسی راکه عملکردزشت
وپلیدی دارد به سزایش برسانیم آن هم درروزی که به غیرازخدا هیچ دوست ومددکاری نمی
یابد) آیه صدوبیست وسه سوره نساء
شخص زشتکار درصورتی که به الله شرک نورزد مجازات
براو مشروعیت ندارد وشما ای قضات ناداورچگونه ازآیات حق ردمیشویددرحالیکه تسلیم به ( اصل ضدشرع ولایت فقیه) میشویدواینگونه
با ادعای علم واعلمیت دردین حکم به قتل اهل کتاب میدهید؟درحالیکه الله درقرآن
صریحا میفرماید
*(بدانیدخداوندهرگناهی را به
غیرازشرک به خودش را درموردهرکه بخواهدمی آمرزدوعفو می کندزیراکسی که برای
خداوندشریک وهمتایی قائل شودحقیقتا افتراوگناه بزرگی رامرتکب شده است )
سوره نساء آیه چهل وهشت
درآیه بالا ( صدوبیست سوره نساء) الله
بطور روشن به مشخصات ( اهل کتاب ) اشاره میکند اهل کتاب کسانی هستند که برای هدایت
آنها کتاب آسمانی چون قران . تورات .انجیل وزبور و.....آمده است این گروههای
دینی دراکثریت هستند وتامل کنیداگرقرار
باشدهمه این گروهها درصورت ارتکاب به گناه وزشتکاری به مجازات برسند کره زمین با
حداقل جمعیت انسانی و یا بحران درکمبود جمعیت روبرو خواهدبود .وایه چهل وهشت سوره
نساء اورده نشده است که ما خودرافراموش کنیم بلکه آمده است که چون الله قضاوت
کنیم. وجای تعجب دارد اگرالله به شخصی که می خواهد درحال مستی نمازبخواند به
مهربانی میگوید مادام که توجه به گفته های خودندارند بااو صحبت نکنند.
( ای کسانی که ایمان آورده ایددرحال
مستی نمازنخوانیدتازمانی که بدانیدکه چه میگویید)
قسمتی ازآیه چهل وسه سوره نساء
براستی این قضاوت شما خودرا (
فراموش) کرده اید وآیادلیل براین نیست که دارید به جای الله حکم می دهید ؟الزایمریا
فراموشی نیزازجنون است
(هیچ فردبا ایمانی مجازنیست فرد با ایمان دیگری رابه
قتل برساندمگراینکه از روی خطا مرتکب این امرشده باشد.پس اگرکسی فردبا ایمانی رااز
روی خطا به قتل برساندباید به کفاره آن یک برده آزادکندوخون بهای مقتول رانیزبه
خانواده اش پرداخت کندمگرآنکه آنها خون بهارا ببخشند واگرمقتول مومن ولی ازجماعت
وقومی باشدکه دشمن شماهستندفقط برده مومنی را آزادکندواگراز هم پیمانان شما
هستندهم برده مومنی را آزادکندوهم خون بهارا به خانواده اش پرداخت نمایدوچنانچه
برده ای نیافت به نیت توبه دوماه پی درپی روزه بگیردبدانیدخداوندبزرگ آگاه وحکیم
است وامااگرکسی از روی عمداهل ایمانی را به قتل برساندجزای او جهنم است ودرآن
جاودانه خواهدبودوخدابراوخشم میگیردونفرین میکندزیرا برای اوعذابی بزرگ مهیاکرده
است ) سوره نساء.آیات نود ودو .نودوسه
این آیه قرآن است درقضاوت .آیا شما
ای قضات ایران ما فکرنمی کنید تعمدا دارید انسانهایی راکه حکم اعدام آنها از دین خارج است به قتل می
رسانید؟آیا شما تعمدا آیات مهلت وفرصت دادن
را برای بازگشت از شرک وگناه وجرم راکه الله به بندگان خود ارزانی بخشیده است رد
نمی کنید؟انکارنمی کنید؟آیا شمابا ردشدن ازآیات کتاب الله اکنون ازشیطان پیروی نمی
کنید آیا شما اکنون که ازآیات الله وگفته های الله ردمیشوید ان را باوهم مردود می
پندارید مشرک نیستید؟ براستی درنظر شما مشرک کیست؟فقط اکثریت اهل کتاب یا روحانی یهودی الاصلی است که درغیاب پیامبر دینی خود پیروان دین موسی س را برای رسیدن به مادیات دردنیابه انجام هرکارزشتی
دعوت وتشویق می کند ؟ ویا برای رسیدن به مقاصد شوم خود از انحراف درآینده یک جنین
سوء استفاده می کند؟آیا مگرشما اصل (الهه ولایت فقیه )را برای حفظ نظام وحکومت
خواص برخودواجب نمیدانید درحالیکه همین اصل برای ماندن تحمیلی خود ایات حق الله را
یعنی گفته حق الله را باطل می کندپایمال می
کندو ازان میگذرد وبنا به مصلحت دنیاییش
واجب است درمقابل الله بایستد وبرای چندصباحی حکومت کردن ازانجام زشت ترین کارها رویگردان نیست مگرطرح هایی که دردانشگاهها . مدارس.دانشگاهها
وجدیدا مهدکودکها برای فرزندان این آب وخاک تدارک دیده اید جدای ازاصول وهدف شما
در پذیرش وتحمیل حاکمیت بی قید وشرط اصل ولایت فقیه است برهمه آشکاراست ان طفل
معصومی که در مهدکودک قرآن می خواند قرآن او هرگز شهامت نخواهد داشت ازخط قرمزحاکمیت
فردی حکومت شمافراتربیندیشد. اوانسان مشرک . باطل ومرده ای خواهدشد که هرگز
نخواهدتوانست درمقابل شما ازحق بگوید ازچرایی واجب بودن نماز وروزه وعبادات الله
بگوید تامادام که حکومت شما ازخطر سوآلات معقولانه اودرحاشیه امن نباشد.شماهم قدم به قدم در اقتداء
به شرک وکفربعضی اهل کتاب پیش رفته اید .اگرچه خودان را انکارمی کنید وبا بازی
گرفتن دیانت این مردم انها را از دین توحید دورمی کنید . جای تعجب وتاسف دارد که
شما حتی دشمنی دیگر کشورهای ( بعضی اهل کتاب )راباخود به دلیل اسلام؟ می دانید
درحالیکه قران ازدشمنی دربین اهل کتاب وگروههای شرک وکفرآیه ها آورده است .نه
آقایان دلیل دشمنی و عداوت شما با دیگر کشورهایی که به بعضی اهل کتاب معروفند فقط وفقط
به دلیل انست که همه شما ازآیینه ها می ترسید شماهرکاری را برای ثبات حاکمیت فردی
ومشرکانه خودانجام می دهید ولو قتل
بیگناهان باشد .یا تجاوز به عنف باشد . ولو زندانی کردن وشکنجه بیگناهان ؟باشد
ولوکمک به ظالمان ومستبدانی که مردم شهرهای خودرا بی امان به قتل می رسانندباشد؟
یا استفاده از طرح قانونمندیارانه هاباشد یا ساختن انرژی هسته ای باشد .مقایسه
کنید متولی دین مشرکانه خودرا( اصل ولایت= همان گوساله طلایی است یک تکه کاغذمرده
یک گوساله طلایی بیجان)را با سامری رویگردان ازدین که متولی اهل کتاب دردین موسی س
شده است هردوبا بدعت وفتنه دردین توحید درمسیر دنیا ومادیات به بیراهه وانحراف
میروند وازمعنویت بسیاردورشده انداگرچه شما آقایان(دراینجا الهه اصل ولایت وپیروان
روحانی بعضی اهل کتاب منظوراست) اگرچشم بصیرت می داشتید وکتاب دین خودرا بخوبی
مطالعه میکردید درمی یافتید ادراک میکردید وآگاه می شدید که نه باتمهیدات انحراف
در جنین در شکم مادرش برای بوجودآوردن نسلی درتقابل با نسل آینده ونه با اجباری
کردن دین ویاقانونی کردن اصل ولایت فقیه ونه با اجباری کردن حجاب ونه با
ترویج شنیداری قرآن دردوران بارداری وتکلیف
قراردادن قرائت قران درمهدکودکها واولویت دادن به هیچ حکومت دنیایی نمیتوان که
یک دین جدید یک مذهب جدید وباعقاید فردی رابه نام دین توحید بردیگران تحمیل کردوقادربود
آن راچون ادیان الهی زنده نگاه داشت .زیرا
که قران پاسخ همه توهمات شما وآرزوهای باطل شمارا دراین آیه داده است
(مردزناکارجزبا زن زناکاریامشرکه
ازدواج نمی کندوزن زناکارراجزمرد زناکاریامشرک به ازدواج خوددرنمی آوردوهمه این
مواردبر*اهل ایمان حرام است)سوره نورآیه سه
می بینیدکه احتیاجی نیست هزینه ای
برای انحراف درآینده هیچ جنین انسانی پرداخته بشوداحتیاجی نیست که یک اصل غیرشرعی
برمردم تحمیل بشود احتیاجی نیست که این همه مردم درعذاب وفشار ناشی ازاختلاف
درعقایدخودقراربگیرنداحتیاجی نیست هیچ زندانی ساخته بشود تابیگناهی مجرم خوانده
بشود گناهکارمحارب .معاند .برانداز.فتنه گر.اه گوساله بزغاله .میکرب نام بگیرد هرباطلی
درجای حق بنشیندوهر حقی باطل بشود.وهرحرامی به نام حلال ترویج بشود هرحلالی با وهم حرام بشود زیرا خداوند نسل وژن فردمشرک را مجددا باطل میکندمشرک میکندزناکارودزدو قاتل
می کند ددمنش وپست میکندو ژن مرد مشرک به جبراراده الله فرزندمشرک یا زناکاررا به
خاک هدیه میکند؟نمی کند؟ توجه بکنید که الله شمارا چگونه بازیچه شیطان قعیدساخته
است زندانی وهم وجنون ساخته است وچنین سرنوشتی جبری است وگریزی ازان نیست .
( زنان ناپاک برای مردان
ناپاکندومردان ناپاک برای زنان ناپاکند زنان پاک برای مردان پاکند ومردان پاک برای زنان پاکندآنها ازاتهاماتی که درباره
اشان میگویندبری هستندوآمرزش الهی و رزق ارزشمندبرای انهاست) سوره نورآیه بیست وشش
چه لزومی دارد که چشم خودراببندیم
آیا کسی که پدرش ومادرش نسلش پاک است
مگرتجاوزبه عنف می کندمگردستوربه ساختن (خانه عفاف) میدهد؟.کسی که نسل اوپاک است
مگرآیا ادعای خدایی میکند به الله وپیامبرخیانت می کند؟با ساختن وتولیدموادمخدر
وپخش آن نسلی از تاریخ انسانی را بیمارمی کند؟ مگرحتی با اجرای برنا مه های (
انحراف درشخصیت جنین انسانی قبل ازتولد. واجب دانستن حاکمیت فردی( اصل ولایت فقیه) .توطئه شیطانی تشکیل امت واحده شرک وکفر(ونه
اسلامی) و.......)بااشاعه توهماتی زشت ونازیباخودرامجازمیداندکه به خاک دیگری
تجاوزبکند؟یا نسل کشی می کند؟یا ازبیت المال مسلمانان سرقت میکند؟ویامدعی میشودکه
انسان میتواندهمه مخلوقات الله را خلق بکند؟ما از تاثیر ژن وذریه درمرگ اکثریت نسل
باطل شرک وکفروارتداد ومتقابل آن ازتداوم بقای نسل ایمان اورنده می گوییم
باتوجه به ایات فوق احتیاجی نیست هیچ مهدکودکی هیچ دارالقرآنی ساخته
بشود که نشوددرآن از الله وپیامبر دفاع کرد.زیرا ژن .ذریه و نسل باطل شده
باقیمانده ازپدران مشرک وکافرومرتد بدون آب ودراتش بادردست گرفتن قران نیز زنده
نمیشوند مگر آنکه الله بخواهد . مگرالله اراده کند.مگرالله صلاح بداند.چرا شما به
قدرت واراده بی همتای خالق آفرینش ایمان نمی اورید؟
(کسانی که آیات ماراانکارمی کنند
کران وکوران رهاشده درتاریکی اندخداهرکه را صلاح بدانددرگمراهی وحیرانی می
گذاردوهرکه را صلاح بداندراه درست ونجات بخش رابراونمایان می کند)آیه سی ونه
ازسوره انعام
(بدانیدما رحمت خودرا به هرکس که
صلاح بدانیم عطامی کنیم وپاداش نیکوکاران را ضایع نمی کنیم) سوره یوسف قسمتی ازآیه
پنجاه وشش
می بینیدکه در زندگی ما جای پای
شیطان بسیار دیده میشود و
ای خواص ایران ما مثل سوگند الله به
خورشید مثل سوگندالله به قلم مثل سوگند الله به تین وانجیر بر ما روشن است
برای شما خودرا شکستن کارسختی است اماای کاش می دانستید شکستن هر آیینه ای هم برای شما مجازنیست
خودفریبی است جنون است و برتری جویی است ازنوع حرام آن ازنوع مردود وباطل آن.
.شکافته شدن .شکافتن .انفطار به فطرت
ثابت انسانی برگشتن منفطر.فطر.فطریه.فطرت.ورمضان برای همه به یکسان نزدیک است
وامادر تجدیدیک یاداوری .
هرگونه مجازات شرعی ودینی ازجمله اعدام
درملاء عام ازارتداد است وما درداستان
یوسف س اجرای اعدام درملاءعام را از سوی
فرعونیان به صراحت می خوانیم.واگر به داستان زندگی ابراهیم خلیل الله هم با نکته سنجی دقت بشودعمل سوزاندن او یا مجازات او قرارمی بوده است که
درانظارعمومی اجرابشود یا سنگسارحضرت موسی س
وسنگسارنوح س توسط اشراف وخواص زمان این پیامبرنیز ازانواع مجازات درمیان
مردم خوانده شده است . برای من به عنوان یک منتظر ایمان آورنده سوآل برانگیزاست که این دین را شماازکجاآورده اید؟ واجب است که بدانیم درهیچکدام ازاحکام شرعی که درقران امده
جز درمورد جاری کردن حکم برای زناکاردرمیان مردم( ان هم به تعدادمعدود) آیه ای نیامده
است وجالب است اگر به داستان عرش رجوع بشود که
مرگ بدترین موجودجهان یعنی شیطان(
تبدیل او به آتش ) ویا پیروان اودردنیاازسوی الله فقط با پایان مهلت اعلان
میشود.ودرعرش ودر انظار ملک وانسان عملی نمیشود.وانظارعمومی .به داستان عرش
برمیگردیم .درانجا حاکم فقط الله است .اوبازخواست میکنداو تاوان میدهد الله قدرت
بی همتا وواحداست برای همه نمونه های
مخلوقاتی که ممکن است درمسیرارتدادواردبشوند.آدم
درواقع یک موجودی است که درعام کلمه درموضع برتری است .درعرش ابلیس طغیان میشود
رسوامیشود بازخواست میشود توجه بکنید درچه جایگاه بزرگی این تمردصورت میگیرد
درهرصورت شیطان موجودکوچکی است با تکیه براوهامی بزرگ اودرعرش درمقابل الله می
ایستد درجمع رانده میشود درجمع پست میشود.اوملک بوده است تبدیل به هیچ
میشود.سوگنداو با نابودی انسان تحقق پیدامیکند .این انسانی که در زمین ما درملاء
عام تحقیرمیشودنابودمیشودهمان آدم است که او تحقیراورامیخواهداوراپست می
خواهد.توجه بکنید به این قرینه متضاد در عرش ودردنیا.درجهان ودرماوراء.درعرش ( عرش
هم یک ملاء عام است توجه کنید به گوناگونی مخلوقات برترالله درعرش) هیچ اتفاق مهمی
درمقابل طغیان آدم روی نمیدهدامادرزمین ؟ وبالعکس شیطان ازآب محروم میشود
ازتکثیرنسل زنده از ذریه باطل میشود..الله ازاوروی برمیگرداند مخلوقات عرش ازاو
روی برمیگردانند او شکست میخورد درملاءعام .ودر زمین .این شیطان است که حکم
میدهدرای میدهد به تحقیرانسان به سرکوب ونابودی نوع انسان( آه ای شهیدان
چرادرخیابان؟خیابان یعنی ملاء عام)وشیطان به ارضاء نیروی برتری جویی خود میرسد با
طعمه هایی به نام مشرکین .مرتدان.کافران و.....اوهمواره برای تحقق اوهام یعنی
جانشینی الله طعمه می طلبد وانسانها؟انسانهایی که با اوهام شیطان همراه میشوند
درملاء عام رسوامیشوندتوسط شیطان.انسانهایی که جنون برتری جویی برانسانهای دیگر
آنها را جزوجبر گروههای رهاشدگان قرارداده است .چنانکه می بینید محاکمه ومجازات
واجرای حکم شرع؟ درملاء عام یادر انظار عمومی یک عمل مردوداست ازارتداد است .
داستان عرش بیان صریح باورهاو رازهای گفته
وناگفته برای همه ما انسانهاست چرابرنمی گردیم؟
******
*واما چندی پیش ازیکی ازرادیوهای
بیگانه ما با موردی ازفتوای یک مرجع شرع ( ازکشورمصر)که مدعی شده است که بعداز مرگ
همسر ویا زوجه انجام عمل مقاربت امکان پذیراست آگاه شدیم .بایدگفت این عمل مقاربت
با متوفی یامیت نیزازارتداد است .شخص مرده به محض وفات بر زندگان حرام میشود . حتی
دست زدن ودیدن وخیره شدن به اونیز حرام است .انسان درصورت مرگ تجزیه میشود وبه خاک
تبدیل میشود وازخاک زمین محسوب میشود آیامیشود که با زمین مقاربت انجام بشود؟
درصورت مقاربت با میت این عمل نبش قبر یا کندن دوباره قبر(زمین برای
مقاربت؟)خواهدشد که درشرع عملی حرام وباطل است. بعدازمرگ هرگونه محرمیتی بین زنده
ومرده انسانی باطل میشود .چرا این مفتی باید چنین حکمی را ابلاغ بکندجای تعجب
دارد
******
ما ازجهانی از معنویت ازکتاب بزرگ قرآن در زمین زندگی می کنیم تا آنچه الله در عرش به پیامبر خود آموخته است
عملی کنیم ونه درمسیر مخالفت با آن شیطان رادرزمین یاری کنیم.زمان هرگز در انتقال
خاک .آب وآتش تغییر نمی کند زنده است فقط کسی که برخلاف سیر طبیعی این انتقال حرکت
بکندمی میرد .باطل میشود.حرام میشود ازاب دورمیماند تجزیه میشود درعنصراو تغییر پیدامیشودتبدیل به آتش میشود .حق
است که در عمل .درقلب ودر اندیشه ما در ادراک ازآیات الله تبدیل وتغییری ندهیم تا
بتوانیم ازعذاب دورو ازکفروشرک وارتداد درآتـش دوربمانیم . تسلط برانسان آرزو وخواسته
ای که شیطان بوضوح درمقابل الله به زبان می آورد جزبه مرگ زمین ختم نمیشود .جزبه
قطع نسل انسان منجر نمیشود .ترویج جهل .تحمیل جهل تنها راه رسیدن شیطان است
درگمراه کردن انسانهای خاک اگرما به خودظلم کنیم.
(ابلیس گفت به عزتت سوگندکه همه
آدمیان را گمراه خواهم کرد.مگرانهاکه ازبندگان خالص تواند)
سوره ص آیات هشتادویک وهشتادو دو
این آیه آرزوی بزرگ شیطان یعنی
حاکمیت بر انسانها رانشان میدهد.وبرای رسیدن به چنین آرزوی محالی چه طعمه ای
لذیذتراز انسان که خورده بشودتجزیه بشود . به مرگ تدریجی رضابشود.
درحالیکه ایات قران هیچ گفته ای دلیل بروسوسه
ملائک توسط جن را نشان نمیدهداما محتمل است که ملائک مجادله کننده دربحث آفرینش خلیفه زمین نیزاز
گروه جن بوده باشند
.وخاک درزمین تغییرپذیراست به شکل جامد.گاز ومایع
درمیآید ( نفت وگازهمان عصاره وجودی پیشینیان هستند.انسان با خاک ازدیادنسل میکند وانسان
میتواندبه شکل آب هم ابقاءبشود .اگرچه گردوخاک همواره درزیر سلطه آب است .چرخش ریزگردهاوجزرومد
آب راقبل ازآفرینش انسانها فراموش نکنید ماهمین گردوخاک را بصورت مایع درنفت وگاز
هم درحال سوختن مشاهده می کنیم آه ای پیشینیان ای اکثریت چرادر آتش؟). انسان موجود
ومخلوقی عجیب است ومی بینیم که درعرش حتی ملائک نیز ازتصورقدرت وماهیت چنین موجودی
عاجزند.سرنوشت انسان با سرنوشت زمین و آنچه ما ازچرخه های طبیعی عمرزمین میدانیم
شباهت زیادی دارد.
(اوکسی است که انسان را ازآب
آفریدوبرای اونسب وسبب قرارداد.بدان که پروردگارتوتواناست)
سوره فرقان آیه پنجاه وچهار
( این خداست که که هرجنبنده ای را
ازآب آفرید.) قسمتی ازآیه چهل وپنج سوره نور
( آیامنکران حقیقت نمی دانندکه روزی درهای آسمانهاوزمین بسته بود
وما آنهاراگشودیم وازآب هرچیزی را حیات
وزندگی بخشیدیم.؟ آیابازهم حقایق را باورنمی کنند؟) سوره انبیاء آیه سی
انسان ازآب خلق شده است .وما اکنون نیزاورا مایع
درفورانی ازاتش ( نفت وگاز.ققنوسها) می بینیم . این واقعیت سرنوشت اکثریت کفروشرک
وارتداد است .
( اوکسی است که شما را ازخاک آفرید
آنگاه به لخته خونی تبدیل کرد.و...)
قسمتی ازآیه شصت وهفت سوره غافر
.آب وژن .آب و خاک .خاکی معلق اندرون آب.درجزر ومد .درهای آسمانها وزمین
.(در).هرچه جانداراست ازآب است.زندگی ازآب است.این آب باید محفوظ بماندوبه آینده
گان منتقل بشود. اگرمحفوظ بوده است .اگر زنده مانده باشد.این آب عامل بازشدن درهای
آسمان وزمین است .آب .زندگی وبقاء همیشه درجبرجاذبه خاک .مفتون چرخش دائم وجبری
خاک وزمین.درهای بسته آسمان ها؟ وزمین.باوروایمان به حقایق .گفته ها .آیات یا
اقوال الله .باعث زندگی است .باعث وجودآب است .چراباور نمی کنیم؟چرا؟ ای انسان
میشود این از حق الله است به توای انسان میشود ازدرهای آسمان گذشت .باآب این آیه ازکلام
دعوت الله است .میتوانی بسوی من برگردی. اگرازنسل وژن خلیفه باشی.پست سرت زندگی
باشد آب باشد.نورباشد ایمان باشد.برابری وعدل باشد صداقت و مساوات باشد .شرک نباشد
پرستش خدایگان ولی .شاه . فرعون والهه ها نباشد.خلیفه .پیامبر وایمان اورنده را
فقط الله انتخاب می کند.بهشت راالله برایش مهیامی کند .این ازجنون است که یک
انسان؟ با تحمیل حاکمیت ماهیت شیطانی خود مدعی بشودکه میتواند انسانهای دیگر را به
بهشت بفرستد.
ازارتدادمی گوییم
.ارتداد دربین ما انسانها .ملائک انجیری .وملائک رانده شده از بهشت باعنصرآتش به
درجات متفاوت دیده میشود اکنون نیز ملائک در بین ماهستند .درکنارما .جن نیز
ازدسترس انسان دور نیست . وجودشیطان نیز درکنارما یک پدیده جبری است وتاسفباراست
که بایدباوربداریم که ما انسانها اورا دعوت به همزیستی با خودمی کنیم هرگاه انسان
اورا درعبادات با الله شریک بخواند در نجواها درخلوت ودرنیازشیطان عتید شیطان قعید
بصورت جبری برای همراهی اوارسال میشود. اینکه کسی شاه میشود درواقع علامت همراهی
شیطان با اوست اینکه کسی ولی یافرعون .تجاوزگر به حقوق مردم .دزد . شکنجه گر .قاتل
و.... میشودیعنی آنکه اوشیطان را دعوت به همراهی خود کرده است حاکمیت بر نوع انسان
شدن یک انسان ازعلامات ظهورعذاب دردنیاهستنددرعرش دیدیم که همه مخلوقات درصورت
ارتداد دریک سطح قرارخواهندگرفت ودرصورت توبه وارد یک آزمون بزرگ خواهندشد پس
اگرانسانی از آیات واقوال وگفته های الله ردبشود نمازوروزه را حرام بداند برای حفظ
منافع وحاکمیت انسانی؟خودش اونیز ازبرتری ساقط خواهدبود. باید ایمان آورندگان از
او دوری کنند ازچنین فردی روی بگردانند .شیطان با چنین فردی همراه وهمنشین است
اگربه آیات الله ایمان داشته باشیم پس باید درعمل نیز ثابت قدم باشیم. براستی
درعرش آدم می توانست فرمان به شکنجه ملائک وشیطان بدهد؟ میتوانست آنهارا زندانی
بکند؟می توانست اراده خودرا بر مخلوقات دیگر عرش ولو حوا ؟ تحمیل بکند؟ازعلامات
تجزیه خاک ومردن بشردردنیایا مرگ تدریجی .خونمردگی .کبودشدن وتجزیه زودرس انسان
گمراه شده دربیراهه های دورازحق است.
ای مرده در( اصل ولایت
فقیه)خواص ایرانیان اکنون ازتومی پرسم آیا پذیرفتن وافتخاربه عذابی که برتو نازل
شده است (ولایت)نشانه ای ازبلوغ بصیرت است
چرااقتداءوتمکین به اصل ولایت باطل رایک
امتحان الهی ونزول عذاب الهی نمی دانی؟وقتی الله در رای وقضاوت آدم را
وملائک را.برتر ازشیطان نمیداندو آنها را ازمقام خود نزول میدهد از نور خود
دورمیکند ازآنها روی برمیگرداند وبه زمین تبعیدمیکند.اکنون بعداز قرنها وقرنها توچگونه
ازبرتری خود میگویی؟
( بگوای پیامبر .
نماز من .عبادات من وزندگی ومرگ من همه ازآن الله آن پروردگارجهانیان است)
سوره انعام آیه شصت وسه
مگر زندگی انسان
جان او نیست فرزندش نیست .مالش نیست؟ پدرش مادرش وکسش نیست ؟ مگر عبادات وعملکردانسان
نیست اگرپیامبر ما چنین میگوید برهمه ما
واجب است که چنین باشیم وهرکس ازاین قول و آیه بگذرد ردبشودمرتداست .مشرک است برای
الله جانشین انتخاب کرده است به شیطان اقتداء کرده است .سهم شیطان شده است.آیاما
بیداریم؟پیامبرازهیچ نمیگویدازهمه چیز میگوید.علی نیز حسن نیز .حسین نیزو.... واین
ازجنون است که کسی باخودپندار حاکمیت برخلق بکند وخودرا متدین به دین توحید بداند
هیچکس نمیتوانددرلباس دین برانسانها سلطنت وحکومت بکند وچنین حکومتی از شرک
وارتداداست.یا دنیا یا الله .یا دنیا یاآخرت؟ میانگین ندارد هرخیالی را ردمی کند .خلیفه
در زمان نمیمیرد وهمیشه زنده ومتعلق به آینده است.
به نام
خداوندبخشاینده مهربان
وقسم به زمان. که
انسان در زیانکاری است مگرکسانی که به حقایق
( گفته های الله )ایمان بیاورندوعملکردی نیک داشته باشند ویکدیگررا به حق و صبر سفارش کنند .
زمان زمان.مهلت
.فرصت . برگشتن .چرا انسان با پرداختن به اموردنیا زمان را ازدست میدهد . درحالیکه
نتیجه دست یابی به دنیا وهمی بیش نیست اما دست یابی به زمان از نشانه تحقق وعده
عمرجاودان است .به اکنون بیندیش خواننده خوب. اکنون بازگشت توواجب شده است .زمان
.زمان نمیمیرد اما مکان فناپذیراست .و اکنون بامن بیا می خواهم تورا در زمان زنده
و جاودان رویاهایم شریک کنم .من همه شما خوانندگان خوب را .همه حکومتگران ایران و
جهان را به دین زنده توحید دعوت میکنم .
دین نوح س دین ایوب س دین یعقوب س. دین
الیاس س و دین ابراهیم .دین عیسی س دین موسی س دین محمد ص ودین همه پیامبران الهی ودین واقعی وراستین علی ع وحسین ع و........مهدی ع . ودین اکنون من
منتظری درانتظارنور . ایمان داشته باشید
که ازحق شماست که هروقت اراده کنید بتوانید در زمان ( باش)زندگی کنید .
*****************************
ورویا .رویای
صادقه(اندازه)
* من بزرگم بسیار
بزرگ . ایستاده ام . زنده ام . خودم را می بینم . آنجا خوابیده ام . درسیاهی که دراوج
آسمان است . زمین مرا به بالا فرستاده است تصورش رابکنید بر روی یک تخته سنگ یا یک
سکوی بسیار بلندتراشیده زیبا وبزرگ که به سقف آسمان نزدیک است ودرتاریکی مطلق
خوابیده ام . زمین می تواندمرا به بالا بفرستد وفرستاده است . چشمهایم بسته اند
هواهم خنک است .من درخواب آرامم .ما نفس نمی کشیم . هوای خنک آنجاباعطرخاصی که
همراه با حسی آشنا داردآنچنان است که گفتی آنجامال ماست.
ومن که
درخاک زمینم .اینجا خوابیده ام . روی زمین آنهارا می بینم . انگار دارم آنهارا
ازیک پنجره ای که وجودندارد نگاه می کنم .من هم خنکی هوایی که آنها را درآنجا می
بینم حس می کنم. دارم خودم را از نیم متر بالاتر نگاه می کنم . خودم را می کاوم .
شایدنگهبانی اورامی دهم( ان من دیگر)هرچه هست تمام جسم من خنک است .خنکی هوای ان
بالا درمن اثرگذاشته است .سبکم . واز زمین بسیاردور .
همه جاسیاه است .من که درخوابم جز این نمی
بینم.فکرمی کنم که میشود تکه ای ازآسمان سیاه رابا دستم مچاله کنم. آسمان تاریک به
من نزدیک است اما به اوکه درکنارمن است( آن من دیگر) ومرتب مرا بازدید میکند
ازاوچندمتردوتا سه متر بالاتراست. اگرچه هردوما درکنارهم هستیم. نمی دانم شایداو
ازمن جداست .مثل ان من دیگرکه ازدور دارد مارا دررویا می بیند.همه جاتاریک است .من
آن بالا خوابیده ام .ناگهان سیاهی کنارمیرود وهمه جاروشن میشود آسمانی نیست .ان من
دیگرهم که درکنارم بود دیگرنیست شایدبامن یکی شده است بعیدنیست اما اگراوهم
توانسته باشدبه من برگردد من درخواب بوده ام. چشمهایم را باز می کنم .با یک حس
شادی . یک نشاط عجیب . میگویم
(((تویی)))؟او همه نگاه روبروی مرا ازان خودکرده است من روشنم . او یک لبخند میزند لبخندی که نفس
خنک هوای انجارا دلچسب ودلپذیرمی کند لبخندی که تمامی مکان روبروی مرا پرکرده است
. من کنجکاوم میخواهم اندازه بزرگی صاحب این لبخندرا بدانم دستهایم را ازدوطرف
بازمی کنم انقدربازمیکنم که ازمن دورمیشوند ازمکان آنجا فاصله میگیرند ودرتاریکی خلاء
تادورهارها میشونداما باز درآغوش دستهای من جانمیگیرد . محو میشوم دیگرخودم را نمی
بینم با الله و آسمان یکی شده ام .اومرادرآغوش گرفته است.آرام باش ای من توروزی
اورا اندازه اورا در واقعیت خواهی دید. .
کسی پتورا از روی
من ( ان من که در زمین درخواب است)کنارمی کشد . همه جاروشن است .صبح شده است
.درخواب تکانی میخورم .باخودم میگویم هواروشن است .صبح شده است .پس بایدبیداربشوم.
*وبیدارمیشوم صبح
است وصبح امروز برای من روز زیبایی خواهدبود .با دلتنگی ازاوگله کرده بودم که
اگربه من نزدیک است پس میخواهم که باز ببینمش واوخواسته مرا اجابت کرد.دررمضان
انسانها به آسمان نزدیک ترند.
******
رویای صادقه( مشت
نه)
*درخوابم. خودم
را می بینم آنجا هستم .انجا که هوا روشن است . مردان وزنانی دارند می دوند .دارند
برگرد کسی می چرخند دارند طواف می کنند با لباسهای روشن و بعضا بلندبا یک عجله خاص
. من دارم نگاهشان می کنم .مکانی که بسوی آن می دوند نامعلوم است . آه انها
دارندبرگردالله طواف می کنند من هم می خواهم بروم من هم با عجله بطرف مسیروراه
آنها حرکت می کنم .هوا هوا خنک است .اما نه هنوز تکان نخورده ام که یک مشت کوچک که
صاحبش را نمی بینم اما مشت میگوید که شاید متعلق باشد به یک پسربچه یا دختربچه هشت
یانه ساله .هرچه هست اندام او از اندام من کوتاهتراست زیرا مشت اواز پایین بسوی من
آمد. ودرست برقفسه سینه ام کوبیده شد .من دردی حس نکردم .حتی حس نکردم که مشت به
من برخوردکرده باشد . وصدایی درحین آنکه مشت آن دست کوچک به من برخوردبکند گفت
((نه ..تونمیتوانی)). من نمیتوانم اوچه میگوید .من نمیتوانم باآنهابروم .چرا ؟یک
حس عجیب یک پایان مهلت شمارش معکوس گذشت زمان . من هنوزایستاده ام .زمان دارد تمام
میشود پشت به خودم ( آن من که دردنیا خواب است) ایستاده ام غرق درسکوتم . کسی
ازپشت سر زمزمه آرامی میکند . صداهایی می شنوم .بهت زده ایستاده ام .می خواهم
برگردم .
*برگشته ام .صبح
است .دارد وقت نمازبسرعت تمام میشود . من صدای نه اورا می شنوم .باید بشنوم . بله
من نمیتوانم باآنهابروم واو این را می دانست.
**********
رویای صادقه ( اشتباه )
مطلب قاب وارونه
را که نوشتم باخودفکرنکردم که اشتباهی کرده باشم که دررویا از ان باخبرشوم
*درخوابم . مدام
درحال رفت و آمدم . آنجا شلوغ است ومرتب مردانی درحال رفت و آمدند مردانی که لباس
روشن برتن دارند .حرف می زنند دادمی زنند همه تاکید این رفتارشان هم با من است
مگرمن چه کرده ام . یک لبخند خاصی میزنم . من می دانم که انها چه می گویند . من
اشتباهی کرده ام .که قبل ازانکه انها به من بگویند حالا دانسته ام . پشت به خودم
دارم. به ان منی که در دنیادر خواب است و من را می بیند. انهارا نگاه می کنم که با
یک لذت خاصی دارند قدم زنان به من غرمی زنند . ازمن ایرادمیگیرند . من با آنها
خوشحالم. درکنارآنها حس اطمینان پیدامی کنم حسی که من را سبک می کند بی نیاز می
کند .گفتی ازخاک نیستم. می دانم که آنها راکمی عصبانی کرده ام .گاهی بطرف تاریکی
می روند با اوحرف می زنند . آنها وظیفه اشان را انجام می دهند . اوکه درتاریکی
ایستاده است گاه چند قدم بطرف روشنایی می آید ومن این قدمهایی را که بطرف روشنایی
میآید از تعمد در رفتارش میدانم .او محمدص است . اما او آرام است گویی هیچ بحثی
درآنجا نیست هیچ حرفی مکرر تکرار نمیشود .من ازاو آموخته ام که ازحق (بگو)یم.
دانستم. و آرام آرام برمیگردم.
* بیدار شده ام .
صبح است . صبح نماز ومن امروز دانستم که چه باید بنویسم.من بایداز تشابه دوغیبت
بنویسم. وبنویسم که ایمان آورنده حتی درچگونگی مرگ نمی تواند از پیامبر پیشی
بگیرد.
***********
منتظری در
انتظارنور
به
نام خداوند بخشاینده مهربان
شما ای گناهکاران
ومجرمان امروز کنارروید .ای آدمیان آیابا شما پیمان نبستم که شیطان را عبادت
نکنیدزیرا او دشمن واقعی شماست. اینکه فقط مرا عبادت کنید این راه راست ودرست
ونجات بخش است. شیطان عده زیادی ازشمارا ازراه امن الهی گمراه کردآیا درآن موقع
عقلتان را به کارنمی گرفتید.این همان جهنمی است که بدان وعده داده شده بودید.
امروزبخاطردستاوردکفرآ لودتان در آن داخل شوید.امروز زبانهایشان را می بندیم تا
دستهایشان با ما سخن بگویند وپاهایشان شهادت دهندکه از دنیا دستاوردآنهاچه بوده
است . اگربخواهیم می توانیم نورچشمان آنهارابگیریم. پس چگونه خواهندتوانست باشتاب
به پیش روندوقتی که جایی را نمی بینند.اگربخواهیم آنهارادرسرجایشان مسخ می کنیم تا
نه بتوانندقدمی جلوبروندونه قدمی به عقب بگذارند.بدانیدهرکه را عمردراز بدهیم دوباره
به ناتوانی اولیه اش بازمی گردانیم چرادراین موارد اندیشه نمی کنند .این آیات
شعارنیستندومابه پیامبرشعرآموزش نداده ایم اصلا شعرسزاوارکسی چون اونمی باشداین
کتاب فقط یادآوری حقایق وقرانی روشنگراست .تابواسطه آن هرزنده دارای فهمی
راهشداردهدوحق برمنکران ثابت گردد ) سوره یس آیات پنجاه ونه تا هفتاد
شهریور .
درکشور سوریه نسل
کشی مسلمانان ( اعم ازتشیع وتسنن)همچنان ادامه دارد . یک بیمارسلطه طلب وکشورهای
شرق وغرب وهمچنین شما ای حکومتگران وخواص بعضی اهل کتاب ایران مدعی تشکیل امت واحده ومدیریت جهانی در اوضاع
فلاکت بار این کشور ازسهم اسلام ؟خود بدعت وحقوق بشررا هزینه می کنید . آیا
توصیه پیامبران ادیان توحیدی است که
ظالمان رادرظلمشان یاری کنید؟
ایران ما (خوزستان).اصل ولایت فقیه یک اصل مرده
است وبایدوواجب است که باطل بشود . ازشما حکومتگران وخواص ایران ما می پرسم . آیا
آنچه که شما ازدنیا وازیک اصل باطل می خواهید همانا اراده حق الله است؟واما کشور
عزیزما ایران دراین روزهای پرتکاپودرانتظار ورود مهمانان خارجی ازکشورهای مختلف
شرکت کننده دراجلاس جنبش غیرمتعهدها ست . همراهان سبزمن ازعده ای ازاین مهمانان
درخواست کرده اندکه درطی این سفر یاد و دیداری ازفراموش شدگان زندانها ورهبران
سرفراز این مرزوبوم به عمل بیاورند من هم بنوبه خود محترمانه ازاین مهمانان
درخواست دارم که خواسته واحدما ایرانیان را دراولویت هرگفتگوی خارج از این اجلاس
قراربدهند .
باتشکرازشما